5 نکته کلیدی در کنترل درد مزمن

درد مزمن
زمان مطالعه: 3 دقیقه

درد، زمانی که مداوم و غیرقابل‌کنترل شود، تمام جنبه‌های زندگی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. باعث اضطراب و پریشانی عاطفی می‌شود. تندرستی فرد را تضعیف می‌کند؛ توانایی ایفای نقش خانوادگی، اجتماعی و شغلی را از بین می‌برد و کیفیت زندگی را تقلیل می‌دهد.

مقاله حاضر نوشته یکی از برجسته‌ترین متخصصان درد و طب مکمل جهان است که از جنبه‌ای متفاوت به این مسئله نگاه کرده است. راه‌کارهای پزشکی جامع‌نگر در این مقاله به افرادی که از دردی مزمن رنج می‌برند توصیه می‌شود.

 

درد می‌تواند مانعی بزرگ درراه تحقق رضایتمندی و نشاط در زندگی باشد. وقتی برای اولین بار بیمار جدیدی را ویزیت می‌کنم، اغلب به آن‌ها می‌گویم باوجود اهمیت کار روی موضوع درد، هدف اصلی من، از بین بردن سد ذهنی و کمک به آن‌ها دررسیدن به‌سلامتی و رضایت کلی است.

 

منظور از سلامتی و رضایت کلی چیست؟

فکر می‌کنم بدن ما برای حرکت، قلب ما برای احساس کردن و عشق ورزیدن و ذهن ما برای تعالی و تعامل با دنیای اطراف ساخته‌شده است. اگر تجربه درد، مانعی بر سر راه ما ایجاد کند، باید راهی بیابیم که درنهایت این عناصر حیاتی را در زندگی احیا کنیم. رسیدن به این ذهنیت می‌تواند استراتژی مدیریت درد را به سطح کاملاً جدیدی ارتقا دهد. روشی که در آن نه‌تنها بر کاهش احساس درد در هرلحظه تمرکز می‌کنیم، بلکه به دنبال طرحی خواهیم بود که به ارائه نسخه‌ای چالاک‌تر و کامل‌تر از خودمان کمک می‌کند.

معتقدم در هر روش درمانی برای کنترل درد اعم از دارویی یا غیر دارویی باید این پنج عنصر کلیدی را در نظر داشت. هنگام ترسیم مسیری که می‌خواهید امروز، فردا و روزهای آینده طی کنید، می‌توانید این موارد را در کنج ذهن‌تان داشته باشید:

 

1. داشتن تحرک

به این فکر کنید که کیفیت زندگی‌تان چقدر به میزان تحرک بستگی دارد. هرچه بیشتر تحرک داشته باشید، می‌توانید با دنیای پیرامونتان تعامل بیشتری برقرار کنید و برعکس هرچه کم‌تحرک‌تر باشید، جدا افتاده‌تر و منزوی‌تر می‌شوید. اگر بتوانید فقط کمی بیشتر با دیگران در رفت‌وآمد باشید، هنگام رفتن به مکان‌ها، دیدن مردم و تجربه کردن دنیا می‌توانید تفاوت معنی‌داری در زندگی‌تان ایجاد کنید. افزایش تحرک می‌تواند به معنی توانایی برداشتن قدم‌های بیشتر، رانندگی کردن، استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی یا هر روش دیگری باشد که به ذهنتان می‌رسد. قدردان درمان‌هایی باشید که کمک می‌کنند به‌جاهای مختلف بروید.

 

2. داشتن تعامل

کیفیت ارتباطات اجتماعی در رفاه و خوشبختی ما نقش اساسی دارد، اما درد می‌تواند باعث جدایی از دیگران شود. ممکن است احساس کنیم نمی‌توانیم از اتاق خود خارج شویم، چه رسد به این‌که بتوانیم سرکار برویم یا باکسانی که برایشان مهم هستیم معاشرت کنیم. هرچه بیشتر منزوی باشیم، احساس افسردگی بیشتری می‌کنیم که یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند: هرچه بیشتر احساس افسردگی کنیم، با دیگران کمتر تعامل خواهیم داشت. دنبال برقراری پیوندهای مثبت اجتماعی و حمایت عاطفی باشید. به‌عنوان‌مثال، من با بیمارانی سرزنده کار می‌کنم که گروه پیاده‌روی هفتگی در پارک نزدیک محل کارم تشکیل داده‌اند (هنوز فاصله اجتماعی را رعایت می‌کنند). آن‌ها از این موقعیت برای برقراری ارتباط و حمایت از یکدیگر استفاده می‌کنند.

 

3. مستقل بودن

گاهی اوقات داشتن درد می‌تواند موجب اتکا به دیگران شود. ضمن قدردرانی از سایرین برای کمک در کارهایی مثل پخت‌وپز یا پوشیدن لباس، می‌توانید کمی استقلال داشته باشید تا اضطرابتان کمتر شده و اعتمادبه‌نفس بیشتری کسب کنید؛ که خودش به کاهش تأثیر درد در زندگی، کمک می‌کند. دنبال روش‌های درمانی باشید که حس کنترل بیشتری به شما می‌بخشد.

 

4. سنجش اعتبار

ممکن است مثل اکثر افراد مبتلابه درد مزمن در رابطه با دیگران دچار سوءبرداشت شوید، مثلاً هیچ‌کسی واقعاً نمی‌داند چه می‌کشید. این افراد می‌توانند دوستان، ‌همسر، افراد خانواده یا همکارانتان باشند. درد مزمن یک بیماری خاموش است که در عکس‌برداری، ام آر آی یا آزمایش خون ردی از آن دیده نمی‌شود، درنتیجه درک این موضوع برای دیگران دشوار است. وقتی دیگران درک نکنند شما واقعاً چقدر رنج می‌کشید، درست مثل این است که مشتی به شکمتان زده باشند؛ اما به یاد داشته باشید، با تخمین 15 درصد افراد دچار درد مزمن در جامعه، قطعاً تنها نیستید. درد، معضلی است که تقریباً همه خانواده‌ها را در مقاطعی درگیر خود می‌کند، بنابراین نگذارید آنچه دیگران در مورد شما می‌گویند یا فکر می‌کنند ناراحتتان کند.

 

5. عشق ورزیدن

پنجمین کلید من مهم‌ترین آن‌هاست که گاهی نادیده گرفته می‌شود: عشق. اساسی‌ترین نیاز همه انسان‌ها است – مورد محبت قرار گرفتن و محبت کردن.

برای داشتن حس رضایت، باید این تبادل انرژی مثبت را در زندگی خود داشته باشیم؛ اما درد می‌تواند از راه‌های مختلف عشق را از زندگی ما دور کند که از خود درد ویرانگرتر است. زندگی با درد مزمن می‌تواند به معنی از دست دادن رابطه عاشقانه، صمیمیت، پیوندهای اجتماعی یا روابط خانوادگی باشد. من معتقدم مهم‌ترین هدف هر برنامه مدیریت دردی باید، عشق ورزیدن بیشتر باشد. در مورد روش‌های درمانی، داروها، پزشكانی كه به آن‌ها مراجعه می‌کنید و هر كاری كه انجام می‌دهید، خوب فكر كنید. اگر این‌ها عشق بیشتری به زندگی شما وارد نمی‌کنند، به چیزی فکر کنید که باید تغییر کند.

همان‌طور که یک برنامه کنترل درد برای خودتان انتخاب می‌کنید، به این پنج عنصر کلیدی به‌عنوان راهنما هم توجه داشته‌باشید.

نویسنده: دکتر پیتر آباسی 

متخصص درد و بیهوشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *